سيد احمد على خسروى
102
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
از براى امراضى كه اگر خون آن بسيار شود واقع شود در آن امراض و ديگرى كسى است كه واقعشونده است در آن امراض و هريك از اين دو يا فصد مىكنند به جهت كثرة خون و يا فصد مىكنند به جهت بدى خون و يا فصد مىكنند به جهت كثرة ( مكرر شده ) و كسانى كه مهيّا هستند از براى اين امراض مثل كسانيست كه مستعدّند به جهت عرق النّساء و نقرس دموى و اوجاع مفاصل دمويّه و مثل كسى كه مىرسد او را نفث الدّم ( بيرون آمدن خون از ريه بسرفه ) از پاره شدن رگ در ريه او و از پاره شدن جراحتى كه بهم آمده باشد و هرچه زياد شود خون پاره شود مثل مستعدين از براى صرع و سكته و ماليخوليا با وفور خون و مثل مستعدّين از براى خناق و از براى اورام احشاء ( اجزاء داخلى بدن ) و ورم ملتحمه و مثل آن كسانى كه خون بواسير از آنها قطع شده كه در عادت جارى بوده و مثل آنهائى كه خون حيض آنها حبس شده و رنگ اين دو كس دليل بر عدم وجوب فصد نيست ( رنگ آنها تيره يا سفيد يا سبز باشد ) پس حق اينست كه در بهار فصد كنند اينگونه اشخاص را و اما نظر اينجانب در فصد . 1 چيزها و علاماتى در مرض كه باعث وجوب فصد مىكردند 2 موانع فصد يعنى چيزهائى كه باعث ترك فصد مىكردند . امّا موجبات فصد و آن مثل حميّات دمويّه مانند مطبقه ( تيفوئيد ) و مثل غليان خون چون سونوخس و ذات الرّيه و ذات الجنب و مستعدّين از براى اين امراض و مثل خوف از پاره شدن عرق در ريه و مثل ورم كبد و مثل معتادين به خون بواسير در حبس آن و مثل بسته شدن خون حيض پس اين قبيل اسباب باعث وجوب فصد است مثالى مىزنيم : اگر ديديم تب عفنى را كه مجتمع است در او اجناس عشره خون چنانچه مىآيد با سرخى بول و عظم نبض و انتفاخ سحنه و ساير علامات گذشته غلبه خون و سياه بودن رنگ آن خون پس حكم مىكنيم بوجوب فصد در چنين مرض و همچنين اگر ديديم ضربه يا سقطه بسر رسيد و باعث تورّم گرديد و تب عارض شد و بود در اين مرض